قطار رمضان رسیده به ایستگاه بیست و نهم
شاید این آخرین ایستگاه باشه و امشب بشه لبخند خدا رو توی هلال ماه شوال دید ...
خواستم بگم رمضان هم داره میره ، دیدم رمضان جایی نمیره ، منم که روز ها رو یکی یکی پشت سر می ذارم و دارم میرم ...
خدایا!
توی این بیست و نهمین روز ازت می خوام سر تا پای وجودم رو غرق رحمت بی حسابت کنی ...
ازت می خوام روزی امروزم رو آلوده نشدن به گناه قرار بدی ...
ازت می خوام قلبم رو از تاریکی کینه و بدبینی و اتهام زدن نسبت به بقیه پاک کنی ...
یادم بده که همه رو بهتر از خودم بدونم
یادم بده بنده هات رو دوست داشته باشم ...
عینک بدبینیم رو بشکن و دو تا چشم زیبا بین بهم هدیه بده ...
با مومن ها مهربونی ، با منم باش!


